مدیران خودروعصر خودرو

برخورد ویترینی اقتصاد با بازار سرمایه

عصر بازار- بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های اخیر شاهد رشد چشمگیر در ارزش بازار، شاخص کل، ارزش و حجم معاملات بوده است. این امر با ایجاد شفافیت بیشتر در بازار و همچنین معرفی ابزارهای مالی جدید در اوراق بدهی مانند صکوک اجاره، صکوک مرابحه و امثال آن، ابزار مشتق مانند قرارداد آتی سبد سهام، قراردادهای اختیار معامله تک سهم و اوراق اختیار فروش تبعی حاصل شده است. در این میان بررسی ترکیب بازارهای مالی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه نشان می‌دهد که با وجود رشد بورس و بازار سرمایه در سال‌های گذشته همچنان فرصت رشد زیادی در بازار سرمایه به‌ویژه بازار بدهی وجود دارد.

برخورد ویترینی اقتصاد با بازار سرمایه
نسخه قابل چاپ
چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۹:۰۰

    به گزارش پایگاه خبری «عصر بازار» به نقل از دنیای اقتصاد، چرا که با وجود رشد بیش از 2 برابری اوراق قرضه نسبت به تولید ناخالص داخلی در کشورهای توسعه یافته، این نسبت برای ایران تنها حدود 3 درصد است. از این رو همچنان بار تامین مالی اقتصاد کشور به دوش بانک‌ها است و تنها حدود 11 درصد به بازار سرمایه اختصاص داشته است. به این ترتیب با وجود افزایش حضور بازار سرمایه طی سال‌های اخیر در تامین مالی کشور، همچنان پتانسیل بیشتری در جهت رشد بازار سرمایه به منظور کمک به تامین مالی صنایع و رونق تولید دیده می‌شود و بازار مذکور این ظرفیت را دارد تا با توسعه بیشتر، زمینه‌ساز تسریع در رشد اقتصادی شود. واحد تحقیق و توسعه شرکت بورس در پژوهشی به قلم حمید اسکندری، آرمین صادقی عدل و مهدی ذوالفقاری ضمن تشریح نقش بازار سرمایه در رشد و توسعه اقتصادی، ساختار بازارهای مالی و همچنین جایگاه بازار سرمایه در ایران و دیگر کشورها را مورد بررسی قرار داده و به موشکافی کارکردهای بازار سرمایه در اقتصاد و تولید ملی پرداخته است.
    کارکردهای پنج‌گانه‌ بازار سرمایه

    در ادبیات اقتصادی، بازارهای مالی به‌عنوان جریان‌های هدایت‌کننده منابع مالی از بخش غیرمولد به بخش تولید و مولد دارای نقش حیاتی در رشد اقتصادی، اشتغال‌زایی، سرمایه‌گذاری، تثبیت متغیرهای پولی و مالی و در مجموع بهبود رفاه جامعه است. اهمیت این بازارها به حدی بالا است که از آنها به‌عنوان شریان‌های اصلی اقتصاد یاد می‌شود. در ادبیات اقتصادی به‌ویژه ادبیات اقتصاد مالی، بازار سرمایه نقش اساسی در رشد اقتصادی از طریق 1) تامین مالی بنگاه‌ها 2) تخصیص بهینه منابع 3) بهبود نقدشوندگی دارایی‌ها 4) بهبود راهبری شرکتی و 5) افزایش شفافیت در اقتصاد دارد. در میان کارکردهای پنج‌گانه‌ یادشده، آن کارکردی که به‌طور مستقیم بر تولید و رشد اقتصادی اثرگذار است را می‌توان تامین مالی دانست. تامین مالی چالش بزرگ تمامی بنگاه‌های اقتصادی در کشورهای توسعه‌یافته و همچنین در حال توسعه است. از این رو ساختار بازار مالی هر اقتصادی به‌عنوان منبع اصلی تامین مالی آن اقتصاد اهمیت بسیاری می‌یابد. از دیگر سو بازار سرمایه ایران به‌عنوان بخشی تاثیرگذار از بازار مالی در سال‌های گذشته کوشیده تا خود را به‌عنوان منبعی پایدار برای تامین مالی اقتصاد ملی به اثبات برساند. آمارها نشان می‌دهند که این کوشش‌ها به ارتقای جایگاه بازار سرمایه ایران انجامیده‌اند، با وجود این اما تا رسیدن به مقصد فاصله بسیاری وجود دارد.
    تجربیات جهانی و ملی جایگاه بازار سرمایه

    به‌طور کلی بازار مالی در اقتصاد هر کشوری به دو بخش بازار پول و بازار سرمایه تفکیک می‌شود. بازار سرمایه به نوبه‌ خود به‌عنوان یک بازار اوراق بهادار شامل دو بخش بازار سهام و بازار اوراق بدهی است. به این سان می‌توان اجزای کلی بازار مالی هر اقتصادی را از دیدگاه تامین مالی آن بازار به سه بخش بازار پول، بازار سهام و بازار اوراق بدهی تفکیک کرد. بزرگی هر یک از این بازارها نشانگر رویکرد آن اقتصاد در دستیابی به منابع مالی است. در تحقیقات انجام‌شده به‌طور معمول ارزش مانده تسهیلات بانکی به‌عنوان نماینده‌ بازار پول، ارزش بازار سهام نشانگر تمرکز اقتصاد بر تامین مالی از طریق سهام و ارزش مانده‌ اوراق بدهی منتشره نشان‌دهنده‌ چگونگی بهره‌گیری و توجه اقتصاد بر ابزار بدهی است. برای سنجش مناسب و البته نسبی این بازارها از سنجه‌ عمق مالی استفاده می‌شود که از تقسیم ارزش هر یک از بازارهای مالی بر تولید ناخالص ملی (GDP) به‌دست می‌آید.

    بازار اوراق بدهی ایران جایگاه به مراتب کوچک‌تری در بازار مالی در قیاس با کشورهای توسعه یافته دارد. اقتصاد ژاپن به‌عنوان اقتصادی پیشرفته 52درصد از بازار مالی خود را به اوراق بدهی واگذار کرده و 26درصد را در اختیار بازار سهام قرار داده است. به این ترتیب نزدیک به 78درصد از بازار مالی ژاپن را بازار اوراق بهادار و کمتر از 23درصد از آن را مانده‌ تسهیلات بانکی تشکیل داده است. این امر تکیه اقتصاد این کشور توسعه‌یافته بر بازار اوراق بهادار به ویژه بازار بدهی را در قیاس با تسهیلات بانکی به خوبی نشان می‌دهد. ایالات متحده آمریکا از این بابت از ژاپن فراتر رفته و تنها 12درصد از بازار مالی خود را در اختیار سیستم بانکی قرار داده و 88درصد دیگر را از آن بازار سرمایه کرده است. در مالزی، آلمان، برزیل و هند نیز اوضاع بر همین روال است. در ترکیه اما 53درصد بازار مالی را مانده‌ تسهیلات بانکی تشکیل داده و 47درصد در اختیار بازار اوراق بهادار قرار گرفته است. در این میان ایران با تکیه 70 درصدی بر تسهیلات بانکی و نقش 27 درصدی بازار سهام و یاری تنها 3 درصدی بازار اوراق بدهی به بازار مالی، ساختاری کاملا متفاوت را به نمایش گذاشته است.

    برای بررسی دقیق‌تر بازارهای مالی می‌توان عمق مالی آنها را مورد توجه قرار داد. عمق مالی نشان‌دهنده‌ نسبت بازار مالی به تولید ناخالص داخلی است. عمق مالی ژاپن در پایان سال 2017 میلادی 498 درصد بوده است. به بیان دیگر ارزش بازارهای مالی این کشور شامل بازار پول و سرمایه نزدیک به 5 برابر تولید ناخالص ملی آن در سال 2017 بوده است. در این بین ارزش بازار بدهی ژاپن 61/ 2 برابر و ارزش بازار سهام آن 28/ 1 برابر تولید ناخالص داخلی آن بوده است. در ایالات متحده آمریکا عمق مالی برابر با 421درصد در سال 2017 بوده که 204درصد آن را بازار اوراق بدهی، 166درصد را بازار سهام و تنها 52درصد را بازار پول تشکیل داده است. در هند بیشترین بخش عمق مالی در بازار سهام با نسبت 90درصد و پس از آن بازار پول 52درصد و بازار اوراق بدهی با 35درصد قرار گرفته‌اند. عمق مالی ایران در مقایسه با کشورهای دیگر از نظر کمیت و کیفیت متفاوت است. از نظر کمی بازار‌های مالی ایران 126درصد تولید ناخالص را در سال 2017 تشکیل داده‌اند و از نظر کیفیت بازار پول (مانده تسهیلات بانکی) 85درصد عمق مالی ایران، بازار سهام (بورس تهران و فرابورس ایران) 35درصد و مانده اوراق بدهی تنها 6درصد از عمق مالی ایران را در سال 2017 از آن خود کرده‌اند. بنابراین تفاوت کیفی عمق مالی ایران به ویژه در بازار اوراق بدهی درخورملاحظه بوده و نشانگر تفاوت بسیار منابع تامین مالی میان ایران و سایر کشورهای مورد بررسی است.
    نقش بازار سرمایه ایران در تامین منابع مالی

    تامین منابع مالی در هر اقتصادی به ویژه اقتصاد کشورهای در حال توسعه مهم‌ترین عامل پویایی، رونق و رشد است. اقتصاد ایران به‌طور سنتی در تامین منابع مالی خود بر سیستم بانکی و استفاده از تسهیلات آن تکیه کرده است. بازار سرمایه با دو بازوی بازار سهام و بازار بدهی در گذشته‌های نه‌چندان دور در تامین مالی اقتصاد ملی جایگاهی را از آن خود نکرده بود و بودجه عمرانی دولت با فاصله بسیار نسبت به ردیف اول، دومین جایگاه تامین مالی را در اختیار داشت. سرمایه‌گذاری خارجی نیز بنا به دلایل گوناگون تاکنون نتوانسته خود را به‌عنوان یک عامل تامین مالی پایدار به اثبات برساند. هرچند سرمایه‌گذاری خارجی به ویژه در صنعت نفت و گاز هر از گاهی به‌طور جدی پا به عرصه‌ اقتصاد ایران گذاشته اما از پایداری لازم برخوردار نبوده و با تغییر روندهای سیاسی و دیپلماسی روندی پرنوسان یافته است. بازار سرمایه اما در سالیان گذشته جایگاه مناسب‌تری برای خود مهیا کرده است. به ویژه با تغییر قوانین اصلی ناظر بر این بازار و امکان انتشار اوراق تامین مالی همچون اوراق مشارکت، اسناد خزانه، اوراق اجاره، اوراق مرابحه و سایر اوراق تامین مالی اسلامی، این بازار به دومین منبع تامین مالی پایدار و باثبات اقتصاد ایران بدل شده است.

    در طول سال‌های 1390 تا 1396، تسهیلات بانکی با فاصله بسیار پیشتاز تامین مالی اقتصاد ایران است. در سال‌های یادشده ارزش تسهیلات اعطایی بانکی از 685/ 1 هزار میلیارد ریال با رشدی 219 درصدی به 380/ 5 هزار میلیارد ریال رسیده است. در همین بازه زمانی ارزش تامین مالی از محل بازار سرمایه از 178 هزار میلیارد ریال با صعودی 366 درصدی به 829 هزار میلیارد ریال بالغ شد که بیشترین سهم این رشد نیز از آن اوراق بدهی بوده است. در این میان سهم بازار سرمایه از تامین مالی از 8درصد در سال 90 به 11درصد در سال 96 رسیده است. در عین حال سهم تسهیلات بانکی با رشد 6 درصدی از 76درصد به 82درصد افزایش یافته است. به این ترتیب تسهیلات بانکی با فاصله بسیار بزرگ‌ترین‌ منبع تامین مالی اقتصاد ایران در سال‌های مورد بررسی بوده است. در میان دیگر متغیرهای بررسی‌شده کاهش سهم بودجه عمرانی دولت از 13درصد به 6درصد و کاهش نقش سرمایه‌گذاری خارجی از 2/ 4درصد به 1/ 2درصد نیز درخور توجه هستند.
    نقش بورس اوراق تهران در تولید ملی

    بورس اوراق بهادار تهران به‌عنوان بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین بازار اوراق بهادار ایران روند رو به رشد و توسعه‌ای را در مدت فعالیت خود پشت سرگذاشته است. بورس اوراق بهادار تهران از نظر ارزش بازار، ارزش معاملات، گوناگونی ابزارهای مالی، تنوع شرکت‌ها و بازارها، پذیرش شرکت‌های مهم و تاثیرگذار، بازنگری و اصلاح مستمر ریزساختارها و بهبود شفافیت و اطلاع‌رسانی روندی دلگرم‌کننده را در سالیان گذشته تجربه کرده است.

    از نظر معیارهای کمی می‌توان ارزش بازار، ارزش معاملات و روند شاخص‌های این بازار را مورد بررسی قرار داد. ارزش بازار سهام بورس اوراق بهادار تهران طی دوره 1390 تا 1397 با رشد 432 درصدی از 283/ 1 به 829/ 6 هزار میلیارد ریال افزایش یافته است. رشد ارزش بازار سهام بورس تهران به ویژه در سال‌های 1392 و 1397 قابل ملاحظه است. ارزش معاملات سهام بورس اوراق بهادار تهران نیز همچون ارزش بازاری آن در سال‌های 1390 تا 1397 روند صعودی داشته و با رشدی 534 درصدی از 222 به 408/ 1 هزار میلیارد ریال رسیده است.

    شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران نیز طی سال‌های 1390 تا 1397 روندی عموما صعودی داشته و به‌جز سال‌های 1393 با نزول 21 درصدی و 1395 با افت حدود 4 درصدی در سال‌های دیگر این بازه زمانی روندی رو به رشد داشته و در مجموع نیز در این دوره با رشدی نزدیک به 590 درصد از 25هزار و 906 به 178 هزار و 659 واحد دست یافته است. به این ترتیب در این دوره‌ هفت ساله میانگین (هندسی) بازدهی سالانه بورس اوراق بهادار تهران نزدیک به 32درصد بوده است. معاملات اوراق بدهی در بورس تهران از سال 1391 و با ارزشی برابر با 7 هزار میلیارد ریال آغاز شده است. معاملات این اوراق به‌عنوان یک ابزار تامین مالی با رشد قابل ملاحظه 843/ 1 درصدی (19 برابر) تا پایان سال 1397 به 136 هزار میلیارد ریال بالغ شد.
    نقش شرکت‌های بورسی در تولید ملی

    در بورس اوراق بهادار تهران 326 شرکت که از جمله بزرگ‌ترین و مهم‌ترین‌ شرکت‌های ایران هستند، پذیرفته‌شده و سهام آنها دادوستد می‌شود. این شرکت‌ها در صنایع مهمی همچون نفت وگاز، پتروشیمی، معدن، فلزات اساسی، خودروسازی، سیمان، بانک و بیمه فعالیت می‌کنند. ارزش بازار سهام بورس اوراق بهادار تهران در سالیان گذشته بین 20 تا 40 درصد تولید ناخالص داخلی بوده است.نسبت ارزش بازار سهام بورس تهران به تولید ناخالص داخلی از 20درصد در سال 1390 به 39درصد در سال 1392 افزایش یافت. در این سال ارزش بازار بورس تهران رشدی 125 درصدی را تجربه کرد. پس از آن تا سال 1396 نسبت ارزش بازار به GDP به 26درصد رسید. با توجه به رشد قابل‌ملاحظه‌ 79 درصدی ارزش بازار در سال 1397 انتظار می‌رود پس از اعلام رسمی تولید ناخالص داخلی در این سال، نسبت ارزش بازار به GDP بالایی را در سال یادشده، شاهد باشیم.

    با توجه به حضور شرکت‌های بزرگ و معتبر اقتصاد ایران در بورس اوراق بهادار تهران، بررسی میزان تولید و فروش آنها می‌تواند با دقت بیشتری تاثیر این بورس بر تولید ملی را نمایان کند. ارزش فروش محصولات و خدمات شرکت‌های بورسی در سال 96 با 39درصد رشد به بیش از 3,268 هزار میلیارد ریال رسیده است. در میان بخش‌های مختلف اقتصادی شرکت‌های فعال در بخش صنعت بیشترین ارزش فروش محصول را در میان شرکت‌های بورسی داشته‌اند و در مقابل شرکت‌های فعال در بخش کشاورزی کمترین میزان فروش را در میان شرکت‌های بورسی دارند. هر‌چند با رشد فروشی به میزان 139درصد بیشترین افزایش فروش را از آن خود کرده‌اند.میزان فروش شرکت‌های بورسی در سال 1396، 22درصد تولید ناخالص داخلی با نفت و 26درصد بدون در نظر گرفتن نفت بوده است. این ارقام در سال 1395 به ترتیب برابر با 18درصد و 21درصد بوده‌اند.

    در عین حال شرکت‌های بورسی در سال 1396، بیش از 50 هزار میلیارد ریال مالیات پرداخت کرده‌اند که این عدد رشدی 63 درصدی را نسبت به سال پیش نشان می‌دهد. این میزان مالیات حدود 25درصد از کل مالیات اشخاص حقوقی غیردولتی و 14درصد از کل مالیات اشخاص حقوقی در سال 1396 است. به بیان دیگر شرکت‌های بورسی یک چهارم مالیات اشخاص حقوقی غیردولتی را در سال 1396 پرداخت کرده‌اند. توجه به این نکته درخور اهمیت است که شرکت‌های بورسی بر اساس قوانین مالیاتی با تخفیفاتی در پرداخت مالیات مواجهند، اما حجم تولید و شفافیت مالی آنها در عمل سبب شده تا یک‌چهارم پرداخت‌های مالیاتی اشخاص غیردولتی را از آن خود کنند.

    براساس برخی گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، بازار سرمایه کشور این ظرفیت را دارد تا با توسعه بیشتر، زمینه‌ساز تسریع در رشد اقتصادی شود. به‌عنوان نمونه براساس گزارش موسسه جهانی مکنزی، بازار سرمایه ایران با توجه به اندازه و ثروت این اقتصاد، پتانسیل توسعه بیشتر را دارد. دراین‌بین فرصت‌های استفاده نشده زیادی برای ادغام بازارهای مالی ایران با بازارهای جهانی وجود دارد که استفاده از این فرصت‌ها، کشور را قادر به جلب و جذب جریان‌های سرمایه مورد‌نیاز برای تامین مالی رشد اقتصادی کند.

    باید توجه داشت در حال‌حاضر اعتبارات مالی عمدتا توسط سیستم بانکی توزیع می‌شوند و این باعث کوچک و غیرمتنوع ماندن بازار سرمایه ایران شده است. ازاین‌رو یکی از توصیه‌ها برای سامان‌بخشی به‌نظام مالی کشور، توسعه و متنوع‌سازی بازار سرمایه است. بازار سرمایه ایران نیاز به بازسازی زیرساخت‌های حمایتی خود دارد. همچنین بخش بانکداری سرمایه‌گذاری ایران نیز توسعه نیافته و تعداد کمی از شرکت‌های تامین سرمایه در بازار سرمایه ایران فعالیت می‌کنند.

    برچسب ها
    پورسعید خلیلی